چایی های دم نشده...

درخواست حذف این مطلب

یه صبح ای هم هست که از خواب پا میشی و با خودت میگی فقط عشق می تونست کاری کنه که امروز با مدیرعاملی که گفته ساعت 10 دفتر باش دعوات نشه. بعد کنارت رو نگاه می کنی و جای خالیش رو می بینی، پتو رو کنار می زنی، صبحونه می خوری، کیفت رو برمیداری و میری که باز بجنگی.

+ گاهی وقتا یه چایی می تونه حال آدم رو برگردونه... خیلی بده که حتی دیگه نمی دونم کدوم لیوان برای توئه...