آغوش ...  

درخواست حذف این مطلب
آغوش این مأمن زیبای پر آرامش ، معجون روزگارم آغوش این معجزه قرن، آغاز هر قصه ی را از تو نوشتم آغوش این حادثه پر تب و دلهره ای همه تن آه شدم آغوش این آتشکده حسرت ، هنوز از گریه و لبخند پرم آغوش تو نقش لبخند ومهر بر تمام وسعت دلتن ... هایم آغوش تو شد پنجره ی که به روی همه فصل ها گشودم آغوش تو را هر دم که نفس کشیدم به خدا نزدیکترم آغوش تو نهایت عشق،یعنی اضطراب وترس وقتی دورم آغوش تو وصف زیبایی و احساسی ناب در اوج غرورم آغوش تو اشتیاق رهایی در ناز و نیا

ادامه مطلب  

منو تنها نذار...  

درخواست حذف این مطلب
آغوش تو،مترادفِ امنیت است...آغوش تو،ترس های مرا می بلعد.لغت نامه ها دروغ می گفتند....آغوش،یعنی پایان سر درد ها،یعنی آغاز عاشقانه ترین رخوت ها،آغوش تو یعنی "من" خوبم!بلند نشوی بروی یک وقت!بغلم کن،من از بازگشتِ بی هوای ترس هامی ترسم ...

ادامه مطلب  

کاش  

درخواست حذف این مطلب
کاش به حرمت هم آغوشی های عاشقانه یمان، به یاد می آوردی مرا در آغوش سرد زمستانت ، هفت سال که آغوشمان بوی هم گرفت ، چگونه به یک باره می رود از تو با نسیم چند روزه ی نوازش دیگری? شک ندارم که امروز هنوز، با عطراندام عاشق من ، در آغوش بی روح دیگری! تو سهم تمام حلال منی ، به ناحق کنون در عقد دیگری،! چو هرشب در آغوش او می شوی خیانت به من کرده دربستری،

ادامه مطلب  

آغوش تو گناه نیست  

درخواست حذف این مطلب
آغوش تو گناه نیست ...من در آغوش تو آرامش یافته ام که هیچ گناهی با آرامش مانوس نیست آغوش تو گناه نیست ...من در آغوش تو امنیت را احساس کرده ام که در هیچ گناهی امنیت محسوس نیست آغوش تو گناه نیست ...من در آغوش تو تمام زیبایی را لمس کرده ام که در هیچ گناهی زیبایی ملموس نیست پس امانم بده که تا ابد در دل این زیبایی  آرامش یابم "همسر مهربانم"

ادامه مطلب  

آغوش تو  

درخواست حذف این مطلب
ای آنکه نگاهت به نگاهی نگرانست پیش منی اما نظرت با دگرانست از روی ترحم تو نگاهی به من انداز این چهره ی باران زده همرنگ خزانست با اینکه من افتاده ام از چشم تو دیگر دیدار دو چشمان تو آرامش جانست از شعله ی آتش چه شود خانه ی نیزار کاری که دلت با دل من کرد ، همانست باد آمد و اشعار مرا برد به یغمااین شد که تو نامت همه جا ورد زبانست هر شب به سحر ، مست در آغوش تو بودم آغوش تو دلچسب ترین جای جهانست مهدی حبیبی

ادامه مطلب  

توانى ندارم که تنهایى را از نو ببافم  

درخواست حذف این مطلب
نفرین بر عشق که من را عاشق کرد اى عشق جفاکار این تو بودى که من را زیر آوار دیوار جدایى رها کردى اى عشق بى رحم این تو بودى که من را از من هم جدا کردى من که سال ها تن پوشى از تنهایى براى خود تنیده بودم سرد بود اما همیشه بود آمدى که آغوش تو مرا گرم کند گرم بود اما هرگز نبود اکنون نه گرماى آغوش تو را حس مى کنم نه سرماى تن پوش تنهاییم را آغوش تو وعده ى بعیدى بود که به من دادى تن پوش هم که در آغوش تو به جا ماند اکنون نه خیال تو من را تنها مى گذارد نه تنهایى

ادامه مطلب  

در آغوش تو باد می وزید  

درخواست حذف این مطلب
در آغوش تو باد می وزیدستاره سوسو می زد ماه می ت ددر آغوش تورودخانه ها جریانی عمیق داشتنددریاها می وشیدندزمین می چرخیددر آغوش توهمه چیز بوداما عشق حرکتی نداشت."لورکا سبیتی"

ادامه مطلب  

روز سی و یکم  

درخواست حذف این مطلب
احساس می کنم یک خنگِ به دردنخورم؛ هیچ نمی تواند آرامم کند. این درد ماست که اشتباهی زیادی فهمیدیم و دل را نتوانستیم به چیزهای کوچکِ مضحک ببندیم. اینکه تمام چیزهایی را که در این دنیا، ی را آرام می کند می دانیم؛ به جز آغوش. بغلم کن. با من از معادله زمان حرف نزن. با من از روزهای رفته، از آیه دردآمیزِ «و لیس للانسان الا ما سعی»، از علم، از ریاضیات، از فلسفه، از روانشناسی فرویدی، از جهان بینی دکارتی، از عقل، با من از هرآنچه که آن را با عقل باید فهمید ح

ادامه مطلب  

عرفات... عرفات... عرفات  

درخواست حذف این مطلب
بسم رب العرفهو دلم عرفات می خواهد،اینکه بنشینم، دعا نخوانم و فقط در آغوش خدا تمام دردها، رنج ها، کمبودها را زار بزنم...دلم برای آغوش خدا تنگ شده...کاش می شد روی ماه خدا را بوسید

ادامه مطلب  

بازیگر زن معروف فریبا نادری در آغوش برادرش  

درخواست حذف این مطلب
فریبا نادری در آغوش برادرشفریبا نادری در آغوش برادرش , وی در توضیحات این پست نوشتبرادر که داشته باشی، انگار سایهِ خدا و حضورِ خدا رو کنارت داری، همیشه مثلِ کوه پشتتمیایسته. خدا همه برادرا رو برای خواهراشون حفظ کنه ایشاالله.فریبا نادری در آغوش برادرشفریبا نادری در تهران به دنیا آمد و یک برادر دارد. او خودش می گوید در کودکی خیلی و بازیگوش بوده است. نادری که در اوج جوانی با مسعود رسام که خیلی از او بزرگ تر بود ازدواج کرد، گفتکه این ازدواج به تشخ

ادامه مطلب  

ماما  

درخواست حذف این مطلب
مرا در آغوش بگیر ، مادر قول بده ، دیگر کابوس نخواهم دید دست هایم را گرم کن و جانت را ، دوباره به من ببخش... مرا در آغوش بگیر... قول بده که هیچ اتفاق بدی نمی افتد به من بگو، چشم بر هم که بزنم، تمام میشود به خانه خواهیم رفت، و گرم خواهم شد... می آیم به خانه، نسیتی سرد است... نیستی... گرم می شوم... آب میشوم... مرا در آغوش بگیر مادر، باز از زمین جدا شوم... مرا در آغوش بگیر آغوش گرم بی بهانه ای که این روزها کم است مرا به یاد بیاور، همه کودکی ام را... هرگز بی تو نزیس

ادامه مطلب  

رمان امن ترین آغوش دنیا  

درخواست حذف این مطلب
رمان امن ترین آغوش دنیا خلاصه : رمان عاشقانه امن ترین آغوش دنیا به درخواست شما کابران عزیز به آرشیو رمان تک سایت اضافه شد. رمان امن ترین آغوش دنیا داستان سعید است که برادرش رو از دست داده و سعید قصد ابراز علاقه به همسر برادرش رو داره و داستان از اینجا شروع میشه. رمان با فرمت pdf ادامه مطلب

ادامه مطلب  

کارلو آنچ و رومنیگه در آغوش هم  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش وبلاگ کانون هواداران بایرن مونیخ در ایران، همراه با قهرمانی بایرن مونیخ در بوندسلیگا، کارلو آنچ و کارل هاینس رومنیگه با در آغوش گرفتن یکدیگر، اینگونه به شادمانی پرداختند. [ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

ادامه مطلب  

معادله پوچ  

درخواست حذف این مطلب
آغوشترکیب پیچیده ای استاز من تا خیال توکه هر شبمثل سایهروی دیوار خانه مى افتداز من تا جرات بوسیدن اواز او تا پرسشی تلخچه بوسه شیرینی دوستم داری ? مگه نهنمیشه ... ی رو دوست نداشت و اینطوری بوسیدشاز من تا سکوت محض فریادی اما هست رو که گرفتی نه فقط من که عشق هم بی آبرو شد من در هر بوسه او را آینه وار تکرار میکنم مترسک زیبای دوست داشتنی رازهای مگوی بسیاری هستآری آغوش ترکیب پیچیده ای است از من تا ایستادن روی پنچه پاهایم برای دوره ... خاطره لمس لبهایی

ادامه مطلب  

کودک خیال من  

درخواست حذف این مطلب
کجاست آن حس گرمی که در ورای یک شب سرد وهم انگیز در اوج نا امیدی، خیالم را در آغوش کشد؟؟ من آن کودک بی پناهیم که هر آن به انتظار آغوش پرمهر قلبی نگران، خیره به چشمان فروبسته ی توام.... روزهای دلتنگی و بیقراری در پس نگاهی خالی از مهر... می شم به کدامین گناه، تاوان زجری ناتمام را به دوش می کشم!

ادامه مطلب  

ابْر گزیده  

درخواست حذف این مطلب
خیال می که عاقبت، وقتی غل و زنجیر پایم را باز کنی، پرواز می کنم و در آغوش ابرها آرام می گیرم. روزها با دست و با دندان زنجیر را اش دادم، ماس اش که مرا به ابرها برساند. نگاهم کرد و محکم تر به پاهایم پیچید. و درست وقتی فکر می امیدی نیست، تو آمدی و زنجیر را از پایم باز کردی. آزاد شده بودم. مدت ها دست هایم را در هوا تکان دادم، پروازی در کار نبود. سرانجام نردبان روی نردبان گذاشتم. از یکی یکی پله ها بالا رفتم و به ابرها رسیدم. به خواسته ام رسیده بودم. دست ها

ادامه مطلب  

یه تار مویت که به هزار دنیا فروختنی نیست  

درخواست حذف این مطلب
یه تار موی سفیدت روی لباسم.وقتی آغوشم هماهنگ آغوشت شد،وقتی تمامم از توشد و تمام تو از من، وقتی سردی من از تو و گرمی تو از من، وقتی من پر شدم از تو و تو از من، وقتی فاصله ها حذف شدند، وقت حذف من، حذف تو، وقت ما ،وقت آغوش ما.وقت سکوت لبها وقت فریاد احساس ها.وقت هماهنگی آغوش ما یه تار موی سفیدت روی لباسم

ادامه مطلب  

در عمق آبان ..  

درخواست حذف این مطلب
درخت ها میبارند و دانه دانه برگ ها به آغوش آبان می آیند به آغوش مرگ فصل سبز تولد نارنجی ها و چشم های ابری آبان می آید و خیلی ها میروند آبان می آید و دنیا متحول میشود حتی پاییز .. و من هر سال دچار این فصل میشوم آلوده آبان و غرق در هوای گرفته اش و هر سال در اوج این داستان متولد میشوم ... در عمق آبان ..

ادامه مطلب  

آغوش دورت...  

درخواست حذف این مطلب
مثل ابری که آسمانش را در آغوش گرفته باشد دلتنگی هایم را بغل کرده ام کاش آسمان ابرها را کمی غلغلک دهد تا که باز شود حزنش و اشک لبخندش بر سرمان ببارد تا از یادم ببرد آغوش تنهاییم چقدر از دستانت دور است...

ادامه مطلب  

مادر، بهشت من همه آغوش گرم توست...  

درخواست حذف این مطلب
شاید یکی از لذت های مادرانگی، آرام گرفتن لیلیِ جان در آغوش توست، وقتی هیچ چیز دیگری آرامش نمی کند... حس بی نظیری است :-) پ.ن. مراحل ریکاوری من به خوبی پیش می رود، غول خواب شبانه تا لنگ ظهر کش می آید و کم کم دارم بر میگردم به دوران اوج، نشانه اش قورمه سبزی ای که امروز پختم برای نهار :دی زمان را که حس manage کنم در چند روز آتی، با اولویت بالا جواب کامنت ها را می دهم، بعد سرک می کشم به وبلاگ هایتان :-)

ادامه مطلب  

یارم شبی با دسته گل، بر آن مزارم می رود  

درخواست حذف این مطلب
با بوی عطری در هوا، از دل قرارم می رودگویی دوباره یار من، از نو کنارم می رودگاهی که با اندوه او، درگیر یادش می شومآن لحظه در اندوه و غم، فصل بهارم می رودبودش تمام هستی ام، او با نگاه عاشقشبنگر که از آغوش من، دار و ندارم می رودهمچو حصاری می شود، آغوش من اطراف اواما ببین او اینچنین، از آن حصارم می رودوقتی که از غم مرده ام، این را یقین دارد دلمیارم شبی با دسته گل، بر آن مزارم می رودمحمدصادق رزمی

ادامه مطلب  

لمس آغوش تو  

درخواست حذف این مطلب
شاید هیچگاه هیچگاه به لمس آغوش تو نرسیدم و نتوانم که برسم شاید هیچگاه مثل آن خو که دیدم دستانت در دستانم گره نخورد شاید هیچگاه قسمت نشود زیر یک باران باشیم شاید هیچکدام از این شاید ها هیچوقت عملی نشود شاید هیچگاه نیایی اما بدان یک من این حوالی با یاد و خاطره تو از خودت بیشتر خو گرفته طوری که حتی اگر بیایی اگه دستانم را لمس کنی چیزی نمیفهمم چون من سالهاست لمس شده ام من در این دنیا زندگی نمیکنم در دنیایی که من زندگی میکنم .. تو هیچوقت نرفتی و همی

ادامه مطلب  

آغوش  

درخواست حذف این مطلب
حس کرد یه دست روی شونه اش قرار گرفته، از جا پرید ولی دوباره به ح ... نرمال برگشت ...دست دوستش بود، با ناراحتی دست دوستشو پس زد و گفت : خوشم نمیاد ... ی اینجوری دستشو بذاره روی شونه ام... به دوستش دروغ نگفته بود اما این حس درست بعد از رفتن اون بوجود اومده بود... ... ی که بهش برای اولین بار لذت شیرین محاصره شدن در آغوش ... ی که دوستش داری رو چشونده بود ... از اون به بعد هروقت دستی روی شونه اش قرار می ... ره با ذوق برمیگرده شاید خودش باشه و هر روز سرخورده تر از دیر

ادامه مطلب  

آغوش حق باز است  

درخواست حذف این مطلب
تحقیق کنید را مو به مو ازهرلحاظ درهر زمان جستو جو آغــوش حق بازِ به روی همه روی آورید با حق کنید گفتــگو .................................... قران را دعوت به حق تکلیف است وقت را غنیمت شمرید که دیر است هشدار بی دین دعوت نوعِ آژیر است چنگ به ریسمان خدا بر زنید سو ی خدا کرده رو و در زنید ................................. توبه درش باز به سوی همه هر چه رو آرید بدین در کمِ آغوش بزرگ است بسی قدر وسیع است که نماند ی دعوت قران به سوی خداست جان همه شیعه حسین و فداست .........................................

ادامه مطلب  

نگی  

درخواست حذف این مطلب
یعنی لذت بخش ترین چیز دنیا برای یک زن چیه؟۱_ سرویس جواهرات؟۲_ ساعت رول طلا؟۳_ماشین آ ین مدل(شاسی بلند یا کوپه؟)۴_آپارتمان دوبل با مبلمان استیل؟۵_ویلای کنار دریا؟۶_حساب بانکی آنچنانی؟۷_ سفرهای پرهیجان؟۸_تفریحات مفرح؟۹_یه کمد پر از لباس های شیک و برند؟۱۰_......لذت بخش ترین چیز تو دنیا برای من یه آغوش امن و گرمه. یه بغل سفت و محکم که وقتی دلم میگیره برم بچسبم بهش و همه غصه هامو فراموش کنم. یه آغوش امن و همیشگی و مطمئن.

ادامه مطلب  

دوستداشتنیهای برفی  

درخواست حذف این مطلب
این هوا یک فنجان چای داغ می طلبد وبوسه ای که به آغوش تو ختم شود این هوا ،آغوشی بی رفت ودستانی مطمئن می خواهد چیزی از جنس آرامش وص ... آشنا... این هوا چیزی جز بودنت را نمی خواهد.. حاتمه -ابراهیم زاده ********** آغوشت جایی امن برای بودن جایی دنج برای خواستن جایی مطمئن برای شاعرشدن ! ببین آغوش تو و دنیای من تفاوتی باهم ندارند... فقط قافیه هم نیستند ولی تا دلت بخواهد ردیفند حامدنیازی

ادامه مطلب  

سالها بعد...  

درخواست حذف این مطلب
سالها بعد قرار نیست اتفاقی بیوفتد! نه من در آغوش ی غلت میخورم ونه سر ی را روی شانه هایم میگذارم! سالهابعدمن همینی هستم که میبینی! سرد،عصبی،غیرقابل تحمل...! سالها بعدمن پشیمانم! چراکه هیچ را به اندازه ی تو دوست نخواهم داشت! وتو بازهم تنهایی چون باز هم ی به اندازه ی من دوستت نخواهد داشت! سالها بعد... نمیدانم کجایی،چه میخوری،وچه میپوشی وبا چه ی هم عشق وهم آغوش شده ای! من بی خبر از تو پشت دیوار بی ی ام،آرام وبی صدا روزگار را میگذرانم...! سالها بعد...نه ح

ادامه مطلب  

آغوش خیالی  

درخواست حذف این مطلب
گاهی زانوهایتمی شود تمام دنیایی که داری !آنها را در آغوش می کشیو فقط اینگونهگاهی زانوهایتمی شود تمام دنیایی که داری !آنها را در آغوش می کشیو فقط اینگونه می شودتنهایی را تاب آوردبا یک آغوش خیالی . . . می شودتنهایی را تاب آوردبا یک آغوش خیالی . . .

ادامه مطلب  

زمهریر  

درخواست حذف این مطلب
یه دیوونه اینجا به عشق چشات غزل مینویسهگرفتار تویه احمق تو سرمایه این زمحریربه یک فصل آغوش تبدارتیه شاعر که آرامشش با تو بودنشسته ج ... رو از بر کنهمیگن خیلی وقتی بریدی ازشنمی خواد نمیتونه باور کن دوم گوری هستی به دادم برستو آغوش کی بال و پر میزنیبه چشمای کی زل زدی بی شرفبزن زند ... مو تبر می زنیشب زجه های من عاشقهلبات رو کدوم لب تداعی شدهتنت خو گرفته به دستای کیکه آلوده این ج ... شدهبه دادم برس عمق این نیمه شبقد اتفاق تو کوتاه نیستبه دادم برس از

ادامه مطلب  

آتش گرفته را مگر آتش کند خموش ..  

درخواست حذف این مطلب
چه بسیار نی که روح شان مانده .. ! چه بسیار مردانی که به فتح ِ تپّه های کوچک ِ خوش آب و هوا رضا داده اند و آرام نگرفته اند .. چه بسیار شیر ن و شیرمردانی که در پناه ِ آغوش های کوچک به بند کشیده شده اند و درَندگی از یاد برده اند .. چه بسیار آدم های لایق ِ هم که هر کدام گوشه ای از دنیا گیر و گرفتار شده اند .. چه بسیار ن ِ تنها و چه بسیار مردان ِ تنها . چه بسیار ن ِ جسوری که بی حیا خوانده می شوند و چه بسیار مردان ِ دیوانه ای که به حماقت متهم .. چه بسیار من ! و چه بس

ادامه مطلب  

نگاه کن، کوه ها آسمانِ بلند را می بوسند  

درخواست حذف این مطلب
نگاه کن، کوه ها آسمانِ بلند را می بوسندو موج ها همدیگر را در آغوش می گیرندخواهر-گل اگر از برادرش اکراه کندبخشیده نمی شودو آفتاب زمین را در آغوش می گیردو پرتوهای ماه دریا را می بوسندچیست ارزشِ این کارِ دل انگیزاگر تو بر من بوسه نزنی؟ پرسی بیش شلی

ادامه مطلب  

تقدیم به مادر عزیزم  

درخواست حذف این مطلب
نیمه شب طی شد به هنگام سحر یاد او آمد دوباره در سرم نغمه ی لالایی شیرین او خاطرات و یاد عشق مادرم عطر مادر پر شده در خانه ام مهد غمها آن رفیق بی کلک او که وصف عشق بی آلایشش میرود از خانه تا اوج فلک با غم و با غصه ها هم بسترم از همان روزی که مادر پر کشید کوه غمها شد هم آغوش دلم قلب من مینای ماتم را چشید یاد آغوش پر از آرامشش تا ابد تسکین غمهای من است آن نوازشها و مهر مادرم کعبه ی عشق است و رویای من است مادرم با رفتنت پشتم ش ت رفتی و دیگر ندارم یاوری لا

ادامه مطلب  

طاقچه دل  

درخواست حذف این مطلب
حس های زیادی هستند که نه می توان آن ها را به زبان آورد نه می توان نوشت شان. یا اگر هم به زبان بیایند یا نوشته شوند باز هم حق مطلب ادا نمی شود. مثلا وقت هایی که دلت میخواهد ی را بدون هیچ ناخالصی و فارغ از همه چیز، در آغوش بگیری. در آغوش بگیری تا برای تمام روزهای دلتنگی، تنهایی و بی قراری ذخیره داشته باشی گاهی اما گاهی مجال هیچ چیز نمی ی ! گاهی فقط باید از دور ی را تماشا کرد و تمام حسرت ها را توی بقچه ای پیچید و گذاشت روی طاقچه دل... و رفت

ادامه مطلب  

کتاب آغوش درمانی در نمایشگاه کتاب امسال  

درخواست حذف این مطلب
یکی از کتاب هایی که نمایشگاه کتاب امسال دیدمش و ن یدمش (آخه چی توشه که خودم بلد نیستم!)  کتاب آغوش درمانی بود. اول که دیدمش فکر نویسنده وبلاگ کاما این کتاب رو نوشته، آخه یادمه تو وبلاگِ مثبت ۱۸ ش از معجزات بغل ُ این چیزا  زیاد می نوشت و کلآ علاقه مند بود به بغل درمانی و این مسائل، بعد دیدم نه نویسندش یکی دیگس، با عقل هم جور در میومد کتاب آغوش درمانی رو سارا ننوشته باشه،  اگه سارا همچنین کت مینوشت سی چهل جلدِ چند هزار صفحه ای میشد، اسم ک

ادامه مطلب  

جنجال در آغوش کشیدن ایوانکا ترامپ توسط سناتور یی+ع  

درخواست حذف این مطلب
در آغوش کشیدن ایوانکا ترامپ در آغوش کشیدن ایوانکا ترامپ , کاربران شبکه های اجتماعی و برخی رسانه های یی، شیوه استقبال سناتور مارک روبیو از ایوانکا ترامپ، دختر رئیس جمهور را به تمس گرفته و آن را سرد و دانسته اند. پایگاه یی هافینگتون پست با انتشار گزارشی طنز تحت عنوان “در آغوش کشیدن ایوانکا ترامپ توسط مارکو روبیو آنقدر رنج آور و دردناک بود که بیمه هزینه های آن را پرداخت می کند!” به انعکاس این موضوع پرداخته است. این پایگاه یی نوشت: «مارکو روبیو

ادامه مطلب  

دلتنگم...  

درخواست حذف این مطلب
روز های عجیبی را میگذرانمروز هایی که دلم می خواهد ساعت ها پشت پنجره بنشینم ، خیابان را نگاه کنم ، بدون اینکه انتظار کوچکترین اتفاقی را داشته باشمدلم سکوت می خواهد ، سکوت محض ، مثل وقتی که به اعماق آب میروی، مثل غرق شدن ، همه چیز تاریک و تاریک تر میشود ، ت و ت تردلم حتی نوشتن هم نمی خواهد ، وقتی چیزی برای فکر نداری، چیزی هم برای نوشتن ندارینمیخواهم بخوابم. کابوس های شبانه ، جز ترس از شب ، ترس از خواب، ترس از بالشم ، چیزی برای من به همراه ندارند.پ

ادامه مطلب  

ها....  

درخواست حذف این مطلب
ها را باید قاب گرفت!درست مثل همان ع های قدیمی و خاک گرفته ی روی دیوار. انگار هاماندگار ترین روزهای آفرینش اند...تلخی ها و شیرینی هایش، قاب می شود و می چسبد به دیوار خانه ی دلت. مثل لبخند های مادر بزرگ در آن ع قدیمی. یا مثل گریه های من در آغوش مادر ، که با دیدنش در ع های قدیمی، همیشه لبخند می زنم.مرد و زن هم ندارد... ها باید ی را داشته باشیکه تو را در آغوش بکشد! ها را باید عاشقانه گذراندتا غروبش دلگیرت نکند...

ادامه مطلب  

❄️ برف نو در آغوش آسمان آذر... چه اتفاق مبارکی ست ! مادربزرگ همیشه می گوید:برف نو یک نشانه از افت  

درخواست حذف این مطلب
❄️ برف نو در آغوش آسمان آذر... چه اتفاق مبارکی ست ! مادربزرگ همیشه می گوید:برف نو یک نشانه از افتادن اتفاق خوب است امیدوارم اتفاق خوب زند ... تان امروز به حقیقت بپیوندد ... ❄️ برف نو مبارک ... آذر به خیر ... آرزو دارم با هر دونه برف یه دونه از غم دلت کم بشه... سلام زند ... ... ☃@azarandamischool

ادامه مطلب  

با خط چشم های منحنی، خط چشم جذاب درست کنید!  

درخواست حذف این مطلب
با سایه چشم های ش ته، خط چشم رنگی بسازید! آیا مایلید از رنگ های براق خط چشم بهره مند شوید و یا سبک های مختلف آرایشی را امتحان کنید اما از سوی دیگر قصد ج برای یداری سایه چشم های پینکی را ندارید، در این صورت این مقاله برای شما بسیار مفید می باشد. در پایین می توانید با یک طریق آسان و تند سایه چشم های ش ته خود را تبدیل به خط چشم های پینکی کنید: مواد مورد نیاز:یک ظرف کوچک برای نگهداری ماده جدید در انپودر رنگی آرایشی باز و یا سایه چشم در رنگ دلخواهآبقلم

ادامه مطلب